تغییر

برای تغییر دادن خودت ببین از چه می ترسی و متنفری؛

از همان جا شروع کن!

/ 6 نظر / 11 بازدید
حسینی

سلام ازحضورتون ممنونم حرفتون کاملا درسته و به نوعی کارم به یکی طرفه نظر افتاده بودا .... اما درباره حمیدی باید بگویم من ایشون رو یکی از بزرگان شعر کلاسیک معاصر می دونم و بی تخفیف دوستش دارم فضا سازی ها توی مثنوی ها ش فوق العاده است هرچند به دلایلی آن طور که شایسته بود معرفی نشد و دیگه اینکه واقعا اگه من به آستانه ی احساس و تخیلش نزدیک هم بشم برای من یه موفقیت و افتخار بزرگه حمیدی رو دوست دارم افعی شهر از تب دیوانگی / حلقه می زد گرد مرغ خانگی ×××××××× به پاس هر وجب خاكي از اين ملك چه بسيار است آن سرها كه رفته! ز مستي بر سر هر قطعه زين خاك خدا داند چه افسرها كه رفته

لولو

سلام وب خوبی داری به منم یه سر بزنی خوشحال میشم

نیلو

سلام جناب آقای آقایی چه عجب !! در مورد پستتون : خیییلی سخته !!!

یک نویسنده

سلام. روز بخیر.[لبخند] فکر می کنم قبل تر ها به وبلاگ هم رفت و آمدی، داشتیم . که انگار به دست فراموشی سپرد شده است. مامان میگه : من از روح می ترسم. بابا میگه: ترس نداره. داداشم میگه از ضایع شدن پیش دوستام می ترسم . بابا میگه: ترس نداره. من می گم : از هیچی نمی ترسم. بابا میگه: دخترها باید از همه چی بترسن. باید از ماشین های خیابون بترسم. از سگ پسر همسایه بترسم. از دست زدن به وسایل داداش بترسم. از آفتاب و مهتاب هم بترسم. حالا مدتهاست که از همه چی می ترسم. حالم از خودم بد میشه که ترس جای تمام خوشی هام شده. بگمونم باید کاری کنم کارستون. این رو مامان بزرگ میگه : که از جن ها می ترسه. یک داستانک فی البداهه بود با موضوع پست شما. کم و کاستیش را ببخشید.[چشمک] موفق باشید.[گل]

یک نویسنده

سلام. روز بخیر.[لبخند] فکر می کنم قبل تر ها به وبلاگ هم رفت و آمدی، داشتیم . که انگار به دست فراموشی سپرد شده است. مامان میگه : من از روح می ترسم. بابا میگه: ترس نداره. داداشم میگه از ضایع شدن پیش دوستام می ترسم . بابا میگه: ترس نداره. من می گم : از هیچی نمی ترسم. بابا میگه: دخترها باید از همه چی بترسن. باید از ماشین های خیابون بترسم. از سگ پسر همسایه بترسم. از دست زدن به وسایل داداش بترسم. از آفتاب و مهتاب هم بترسم. حالا مدتهاست که از همه چی می ترسم. حالم از خودم بد میشه که ترس جای تمام خوشی هام شده. بگمونم باید کاری کنم کارستون. این رو مامان بزرگ میگه : که از جن ها می ترسه. محبوبه.ج یک داستانک فی البداهه بود با موضوع پست شما. کم و کاستیش را ببخشید.[چشمک] موفق باشید. [گل]

لولو

سلام اپم یه سر بزنی خوشحال میشم بای تا های