دل نوشته ها...

تضمین از غزل حافظ
نویسنده : احسان آقایی - ساعت ٧:۱٢ ‎ق.ظ روز شنبه ٦ مهر ۱۳۸٧
 

"گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر

به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر"

غیر آواز طلایی سه تار خورشید

ندهم گوش به آهنگ شب تار، دگر

ای نگه دوخته بر شمع سراپا مرده

تا کی امید ز مردار به مردار دگر

خیز و از مایه ی خونین دلت جامی ساز

تا کند زیر و زبر چرخ به کردار دگر

ای دریغا که پس ریختن هر دیوار

سد کند راه سحر هیبت دیوار دگر

چو رها پیکر خورشید بشد از سر دار

قد برافراشت دگر باره سر دار دگر

گوش کن نغمه ی خورشید از آن قله ی اوج

قصه ی عشق همی گفت به گفتار دگر

"گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر

به جز از خدمت رندان نکنم کار دگر"