دل نوشته ها...

نگاه امروز به میراث دیروز
نویسنده : احسان آقایی - ساعت ٢:٠٤ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٦ آذر ۱۳٩٠
 

به بهانه ی برپایی نمایشگاه آثار عکاسی گنجینه ی موزه ی هنرهای معاصر تهران

هنری پیچ رابینسون

موزه ی هنرهای معاصر تهران بی شک یکی از مهمترین موزه های جهان در حوزه ی هنر مدرن و معاصر به شمار می رود. دلیل آن نیز برکسی پوشیده نیست؛ آرشیوی غنی و ارزشمند از هنر مدرن جهان غرب و هنر معاصر ایران. پرواضح است که آثار موجود تاکنون امکان نمایش در خور شأن و ارزش خود را نداشته اند. از بیش از سه هزار اثری که در آرشیو وجود دارد به سختی شاید بتوان ادعا کرد که هفتصد اثر، آن هم در نمایشگاه های مختلف به نمایش درآمده اند. در این نوشتار بر آنم که نگاهی علی و تحلیلی به این موضوع داشته باشم.

الف: گنجینه ی موزه

گنجینه ی موزه ی هنرهای معاصر تهران علی رغم برخورداری از آثار منحصر بفرد از هنر ایران و جهان، آثاری به مراتب کم اهمیت تر را نیز در خود جای داده است. این مسأله از دو دریچه قابل بررسی است. اول این که در زمان خریداری آثار خارجی دو نگاه وجود داشته و به تبع آن دو گونه آثار خریداری شده است. بخش اول آثاری است که در همان زمان نیز در زمره ی آثار فاخر هنر جهان به شمار می رفتند آثار هنرمندانی چون پیکاسو، وان گوگ، مور، مونه، گوگن، تولز لترک، ردن، براک و افرادی از این دست که در زمان خرید نیز بازار فروش خوبی داشتند و در حراجی های بزرگ به فروش می رفتند. بخش دوم آثاری است که در زمان خرید، پدیدآورندگانشان از شهرت برخوردار نبودند یا حداقل در ابتدای مسیر شهرت قرار داشتند. کارشناسان خرید موزه با توجه به شناخت خود و بررسی آینده ی بازار هنر جهان، آثاری از این دست را خریداری کرده اند که بیشتر در حوزه ی پاپ آرت قرار می گیرد. به عنوان مثال «جسپر جونز» در زمره ی هنرمندانی است که علی رغم برخورداری از شهرت در حال حاضر، به هنگام خرید آثار از اهمیت کنونی برخوردار نبوده است و می توان خریدهایی این گونه را در زمره ی خریدهای موفق موزه قلمداد کرد. هنرمندانی نیز وجود دارند که سرمایه گذاری بر روی آنان موفق نبوده است و حتی امروزه نام و نشانی از آنان موجود نیست. افرادی نظیر «پی یت لودویک» با اثر به نام «منظره ی دهکده» در این گروه جای می گیرند. البته هستند افرادی که جایگاهی بینابینی دارند که نه از شهرت گروه اول برخوردارند و نه به گمنامی گروه دوم هستند؛ «پل جنکینز» را می توان در این گروه قرار داد.

در بخش آثار ایرانی نیز عدم هم سطحی آثار مشاهده می شود که باید دلیل آن را در سیاست ها و نگاه مدیران به خرید آثار برای آرشیو موزه در دوره های مختلف  جستجو کرد. اکنون تمایل به ورود در چرایی و چگونگی آن ندارم.

اگر سطح بندی آثار موجود در گنجینه را در سه سطح بپذیریم، می توان یکی از دلایل عدم نمایش تمام آثار موزه را توجه به آثار درجه ی یک دانست. زیرا این آثار با استقبال بیشتری از سوی مخاطب روبرو می شوند و توجه رسانه ها را به خود معطوف می کنند. لازم است بگویم تقسیم بندی آثار به سه درجه یا سطح، مبنای پژوهشی ندارد و تاکنون مطالعه ای مدون در این خصوص صورت نگرفته است. این واژه را صرفاً به منظور ارائه ی بهتر مطلب و درک بهتر مخاطب استفاده کرده ام.

ویلیام فوکس تالبوت

ب: موزه یا گالری؟

از ابتدای دهه ی هفتاد فعالیت های هنری بیشتر مورد توجه قرار گرفت. پایان جنگ، آغاز دورانی جدید بود. در این دوره فعالیت های هنری ساماندهی و دارای سازمان شدند. در حوزه ی هنرهای تجسمی دوسالانه ها و جشنواره هایی نظیر تجلی احساس مورد توجه قرار گرفت. با عنایت به فقر فضای نمایشگاهی، بار برپایی بخش عمده ی این رویدادها بر دوش موزه قرار گرفت و استمرار آن بنایی را بنیان نهاد که موزه را تبدیل به یک گالری بزرگ کرد. نمایشگاه هایی یک ماه و در برخی موارد کمتر، جای آثار موزه ای را گرفت و بدین ترتیب موزه به محل برگزاری جشنواره ها و دوسالانه ها تبدیل شد. پرواضح است که در چنین شرایطی، امکان نمایش آثار گنیجنه وجود ندارد و نمی توان انتظاری فراتر داشت. خوشبختانه طی دوسال اخیر با حمایت رییس موزه، موزه به نمایشگاه آثار گنجینه اختصاص یافته و یکی از مهمترین موانع برطرف گردیده است.   

ج: تفکر کلیشه ای

سال ها پیش جلال الدین رومی با بیان «هین سخن تازه بگو/ تا دو جهان تازه شود» اهمیت بیان و نگاه تازه را گوشزد کرده است. در شرایط کنونی نیاز به دریچه ای متفاوت برای بررسی آثار گنجینه به شدت احساس می شود. نمایش آثار بصورت تاریخی از امپرسیونیسم تا هایپر رئالیسم - با اندکی تفاوت - در چند دوره صورت گرفته است. در بخش آثار ایرانی نیز با نام «جنبش هنر نوگرای ایران» شاهد تعدادی از آثار بوده ایم. در برخی از نمایشگاه ها نیز تعدادی از آثار با توجه به موضوع آن به عنوان بخش جنبی به نمایش درآمده اند. به عنوان نمونه در دوسالانه ی هفتم نگارگری حدود 12 برگ از شاهنامه ی شاه طهماسب نیز به نمایش گذاشته شد یا در نمایشگاه «چشم درون» تعدادی از آثار عکاسی گنجینه به روی دیوار رفت.

لازلو موهولی ناگی

به نظر می رسد آرشیو موزه که آثار قابل توجهی از دوران مختلف هنر ایران و جهان را در خود جای داده است، نیاز به نگرشی جدید دارد. برپایی نمایشگاه آثار عکاسی گنجینه ی موزه به عنوان یک نمایشگاه مستقل که واجد جنبه های تحلیل تاریخی هنر است، می تواند آغازی برای این نگرش جدید باشد. با توجه به تعدد آثار پاپ آرت در آرشیو، این مکتب می تواند می تواند موضوع نمایشگاهی مستقل باشد و چرایی و چگونگی شکل گیری آن و تأثیرات آن بر فضای هنر به ویژه گرافیک مدرن مورد بررسی قرار گیرد. در بخش آثار ایرانی، مکتب سقاخانه که در زمره ی دوران پر فروغ هنر مدرن ایران به شمار می رود، می تواند موضوع نمایشگاهی تحلیلی باشد.

به هر روی نگاه جدید و متفاوت، برپایی نمایشگاه هایی متفاوت را از این گنجینه ی ارزشمند در پی خواهد داشت.