دل نوشته ها...

خلاقیت در هنر
نویسنده : احسان آقایی - ساعت ۱:٢۸ ‎ب.ظ روز شنبه ٤ دی ۱۳۸٩
 

موضوع خلاقیت در هنر همواره مورد بحث در تاریخ هنر بوده و در حال حاضر نیز به موضوعی آکادمیک تبدیل شده و افرادی بصورت تخصصی فعالیت شان را بر روی این مسأله متمرکز کرده اند. علی رغم تمام تعاریف انجام شده، بنده خلاقیت را صرفاً «نگاه متفاوت» می دانم و بر این باورم هنر هنگامی ایجاد می شود که بتوانیم دیدی متفاوت به موضوعاتی که سال ها در منظر ما قرار داشته - و به سادگی از کنار آنها گذشته ایم-  داشته باشیم.

به عنوان نمونه سال ها افراد مختلف ماه در شرایط گوناگون دیده بودند، ولی این نیما بود که با نگاه متفاوت سرود: «می تراورد مهتاب!» یا در جایی دیگر فرارسیدن صبح و ناپید شدن ستارگان را در شعر «پادشاه فتح» این چنین می سراید: «در تمام طول شب/کاین سیاه سال خورد انبوه دندان هاش می ریزد...»

**********************************

اخیراً به لطف دوست عزیز و ارزشمند، آقای علی پژوهشگر دو DVD حاوی اجرای گروه مستان در سالن کنسرت والت دیزنی را دریافت نمودم. یکی از DVD ها برداشتی است از داستان موسی و شبان مولانا که بصورت اپرا اجرا گردیده است. در مورد آقای پرواز همای که طی چند سال اخیر به شدت مورد توجه علاقمندان به موسیقی قرار گرفته است لازم می دانم چند نکته را اشاره کنم:

1. در باب سرایش، آقای پرواز همای ترانه سرای متوسطی است. اما آن چه موجب جذابیت سروده های ایشان گردیده است، ایجاد فضای تناقض در ذهن شنونده است. می دانیم که در حال حاضر در شرایطی به سر می بریم که بخشی از افراد جامعه ی ما -که اتفاقا کم هم نیستند - پرسش های فراوانی در باب دین، حکومت و اخلاق از یک سو و مباحث اومانیسم، سکولاریسم، لائیسم، لیبرالیسم از سوی دیگر دارند و رابطه ی بین آن ها موجبات سردرگمی بسیاری را فراهم آورده است. این نکته را نیز باید بیافزایم که برخی از افرادی که باورهایی مبتی بر ایدئولوژی دارند، در دوره ی گذار به سر می برند و دارای دوگانگی ارزشی اند. به نظرم آقای همای آگاهانه یا ناخودآگاه از این فضا به بهترین نحو استفاده نموده است و با سرایش اشعار و ترانه هایی که به نحوی ملموس بیان گر فضای کنونی است، توانسته توجه مخاطبان را به خود معطوف دارد.

2. درون مایه های سروده های ایشان، همواره بیان همان تناقضات است. به ویژه مسائل مربوط به ارتباط خدا و انسان و برداشت حکومتی از دین در شرایط کنونی. در آلبوم «ملاقات با دوزخیان» این مسأله به خوبی خود را نمایان می سازد و جذابیت ایجاد می کند، ولی به نظر می رسد در سایر آثار نیز این درون مایه ها به شکلی ملال آور تکرار می شوند. 

3. بی شک آقای همای صدای محدودی دارد که می توان آن را در محدوه ی تنور و باریتون طبقه بندی کرد. شنیدن صدای ایشان به مدت طولانی - البته به غیر از کنسرت زنده که دارای فضای احساسی متفاوتی است - گوش را خسته می کند.

4. تلفیق شعر و موسیقی - جز در موارد محدود - در آثار آقای همای دلنشین است. قطعاً ذوق شاعری و آهنگ سازی وی، در این امر موثر بوده است. این موضوع هنگامی اهمیت خود را می نمایاند که متأسفانه بسیاری از آثار تولیدی در شرایط کنونی، تلفیق مناسبی ندارد. حتی در آثار برخی از آهنگ سازان و خوانندگان نامدار نیز اشتباه در آکسان وجود دارد و تأکیدهای بی جا معنای شعر را تغییر می دهند.       

5. آقای همای بسیار هوشمند است. بی گمان مجموعه ای از عوامل در کنار یکدیگر، موفقیت را ایجاد می کنند. ایشان در فراهم آوردن «اسباب بزرگی» عملکرد شایسته ای داشته است و از ورود به بیراهه با درایت پرهیز کرده است. کم نیستند خوانندگانی که صدای خوبی داشتند یا دارند ولی به دلیل عدم برخورداری از هوشمندی، نه تنها پیشرفت نکردند بلکه در زندگی شخصی خود نیز دچار مشکلاتی شده اند.

6. بر این باورم آقای همای را می بایست در چند سال اخیر - البته در حوزه ی موسیقی- به عنوان کارآفرین برتر شناخت. وی گروهی از نوازندگان چیره دست و در عین حال جوان را انتخاب و با خود همراه ساخته است. اهمیت این موضوع وقتی نمایان می شود که می دانیم اکثر فارغ التحصیلان هنرستان های موسیقی - که اتفاقاً نوازندگان خوبی هم هستند - دوران عسرت و بیکاری را می گذرانند. برای شکل گیری گروه مستان به پرواز همای تبریک می گویم.

7. به نظر من معیار موفقیت یک گروه، اقبال عمومی است. زیرا موسیقی با مخاطبانش زنده است و هنگامی که مخاطبی وجود نداشته باشد، موسیقی وجود نخواهد داشت. گروه مستان را به واسطه ی اقبال عمومی که از آن برخوردارند، گروه موفقی می دانم. بی گمان آنچه اثری را ماندگار می کند همین علاقه ی عمومی است. در آثار استاد بنان، «الهه ی ناز» یک اثر مردمی محسوب می شود که هنوز زنده است؛ در صورتی آثار بسیار قدرتمند ایشان، حداقل برای تعداد قابل توجهی از افراد شناخته شده نیست. می دانیم هنگامی که ایشان الهه ی ناز را خواند مورد شماتت برخی از بزرگان موسیقی آن روزگار قرار گرفت.

8. آن چه باعث نگاشتن این سطور شد، اپرای موسی و شبان است. معتقدم این اپرا، بهترین و قدرتمند ترین اثر پرواز همای است که با تنظیم خوب آقای شهداد روحانی برای ارکستر، تأثیر گذاری فوق العاده ای دارد. همان طور که در ابتدای مطلب در مورد خلاقیت گفتم، این اثر را بسیار خلاقانه می دانم. سال ها داستان موسی و شبان را شنیده بودیم. ولی نگاه آقای همای از چند جهت برای من بسیار حائز اهمیت است:

8-1. ایشان به درستی معنای نهفته در داستان را درک کرده است و این موضوع سبب شده موسیقی نوشته شده و اشعار - اضافه شده بر شعر مولانا - دلپذیر باشد.

8-2. اجرای اثر بصورت اپرا در خارج از کشور و آن هم در سالن والت دیزنی، نشانه ی جسارت همای است و می دانیم این جسارت عامل اصلی پیشرفت ایشان بوده است.

8-3. بازی و صدای آقای سلیمان واثقی فوق العاده است و نقشی برجسته در تأثیرگذاری اپرا دارد.

8-4. بخش پایانی داستان، که با مطلع «نه از افسانه می ترسم نه از شیطان» آغاز می گردد، جانِ مطلب داستان موسی و شبان است که با درک درست آهنگ ساز و خواننده و انتخاب ضرباهنگی حماسی، معنا را به درستی به مخاطب منتقل می کند.

امیدوارم این اپرا آغازی بر تولید آثار خلاقانه ی همای و گروه مستان باشد. برایشان عشق و ایمان آرزو می کنم .